تحقق حکومت هاي مردمسالار در هر کشوري شرايطي دارد که بدون وجود هر کدام از آنها تحقق يک حکومت مردمسالار ادعايي بيش نمي تواند باشد. ارکان اصلي وجود دموکراسي در هر کشوري عبارتند از؛1- مشارکت فعال شهروندان در فرآيندهاي اجتماعي
2- شفافيت کنش هاي حکومت
3- پاسخگو بودن حاکميت
دانشمندان پس از بيان اين سه رکن بنيادين به رکن چهارم دموکراسي اشاره مي کنند که مکمل سه رکن قبلي است. آنها مي گويند مطبوعات رکن چهارم دموکراسي به شمار مي رود که البته اين نوشتار هم سعي دارد به اهميت رکن چهارم دموکراسي در تحقق يک حکومت مردمسالار بپردازد.
بسيار گفته مي شود که دانستن حق مردم است. اگر اين ادعا درست باشد اين امر چگونه ظهور مي يابد و به رسميت شناخته مي شود؟ چطور به اجرا درمي آيد و از آن حمايت مي شود؟ تحقق دموکراسي يک موضوع صرفاً سياسي يا اقتصادي نيست بلکه موضوعي ادراکي است؛ موضوعي روانشناختي براي تمامي کشورها و تمامي فرهنگ ها. تحقق دموکراسي فرآيندي از درون به برون است. همين حرکت از قطب درون (آگاهي عمومي) به سمت قطب برون (نهادهاي دموکراتيک) است که به تغييرات کلي در نهادهاي قدرت خواهد انجاميد. دموکراسي قدرت را وسيله يي فرض مي کند که از سوي جامعه به شماري از اعضاي خود که با ديگران در برابر قانون برابرند تفويض شده است.
شايد بهتر باشد در آغاز به بررسي وظايف اصلي مطبوعات در جامعه اشاره يي داشته باشيم تا تاثير آن را در تحقق يک حکومت مردمسالار بهتر تشريح کنيم. البته دانشمندان مختلف با توجه به ديدگاه هاي مختلف خود وظايف مختلفي را بيان کرده اند که ابتدا آنها را ذکر کرده سپس به مهم ترين وظايفي که در راستاي اهداف اين نوشتار است بيشتر پرداخته خواهد شد؛
1- نقش خبري و اطلاع رساني
2- آموزش
3- فرهنگ سازي
4- آگاه سازي
5- نقش همگن سازي
6- حراست از محيط
7- احساس تعلق اجتماعي
8- ايجاد همبستگي ميان اجزاي جامعه
9- انتقال ميراث فرهنگي از نسلي به نسل ديگر
10- عرضه انديشه هاي نوين
11- تفريحي و سرگرمي
س.پ اسکات هم که اولين سردبير روزنامه گاردين بوده است در بيان نقش مطبوعات مي گويد مطبوعات به عنوان يکي از وسايل ارتباط جمعي داراي دو نقش مهم است؛ يکي اطلاع رساني و ديگري نقش بيان عقايد.
1- نقش خبري و اطلاع رساني؛ همان طور که مي دانيم يک حکومت مردمسالار بايد داراي افرادي باشد که از امور مربوط به خود اطلاع داشته باشند. يکي از وظايف مطبوعات نقش خبري و اطلاع رساني در مورد امور مهمي است که از درجه اهميت بالايي نزد مردم برخوردار است. تا مردم اطلاعات به روز و درستي از امور مهم نداشته باشند نمي توانند در مورد آنها تصميم گيري کنند. مطبوعات در جوامع دموکراتيک بايد اين وظيفه خود را بسيار دقيق انجام دهند چون در غير اين صورت مطبوعات مي توانند مردم را که هميشه تشنه اطلاعات هستند به سرمنزل مقصود برسانند يا اينکه به ناکجاآباد بفرستند. البته در راه تحقق اين وظيفه مطبوعات دو فاکتور مهم وجود دارد که از اهميت زيادي برخوردار است.
الف- شفافيت در عرصه اطلاع رساني؛ از اصول بنيادين يک جامعه مدني و يک نظام مردمسالار، اصل شفافيت و عينيت امور است. آنچه نقش مطبوعات را در نظام هاي مردمسالار به عنوان رکن چهارم قرار داده وجود شفافيت در امر اطلاع رساني است چون شفافيت کنش هاي حکومتي خود يکي از ارکان نظام هاي دموکراتيک است. از مطبوعات نيز در اين عرصه به تبع حکومت بايد انتظار انتشار اطلاعات شفاف و به دور از دروغ و سانسور را داشت. وجود دروغ در انتشار اخبار و اطلاعات و همچنين سانسور اطلاعات در درجه اول باعث بي اعتبار کردن مطبوعات و در نهايت بي اعتبار کردن حکومتي است که اطلاعات توسط آن به مطبوعات داده مي شود تا در اختيار مردم قرار گيرد.
ب- جلوگيري از فساد؛ اطلاع رساني درست و به دور از سانسور به دليل شفاف سازي در عرصه هاي مختلف مي تواند تا حدودي از بروز فساد در سيستم هاي حکومتي و غيرحکومتي جلوگيري کند. چه بسيار شنيده ايد که فلان روزنامه در فلان کشور از يک تخلف و کلاهبرداري يا دزدي در سيستم هاي حکومتي پرده برداشته و مانع تضييع حقوق مردم شده است. مطبوعات با فعاليت در عرصه هاي مختلف سياسي، اقتصادي و... از بروز فساد در سيستم هاي مختلف حکومتي و غيرحکومتي جلوگيري مي کند حتي اگر با سختي و خطراتي نيز در اين راه مواجه شوند. مطبوعات را مي توان نگهبانان منافع عمومي ناميد.
2- آگاهي دادن؛ يک حکومت مردمسالار بدون اطلاعات به روز و وسايل به دست آوردن آن يک تراژدي يا يک کمدي بيش نيست. مردمي که مي خواهند بر خود حکومت کنند بايد خود را به سلاح آگاهي مجهز کنند. فرآيند مردمسالاري با تغيير شکل بروني در نهادهاي حاکميت آغاز نمي شود بلکه سرآغاز آن آگاهي دروني فرد از سه مساله است؛ الف- درگير شدن،ب- تاثير نهادن،ج- مسووليت پذيرفتن در فرآيندهاي اجتماعي. به محض اينکه جامعه اين درک را فراگيرد فرآيند دموکراسي آغاز مي شود. تا فرد آگاهي دروني در مورد مسائل نداشته باشد نمي تواند خود را آنچنان که بايد و شايد در مسائل مورد بحث در جامعه درگير کند و در آن تاثيرگذار باشد و اگر هم تاثيرگذاري وجود داشته باشد آنقدر نخواهد بود که نتيجه مثبتي را در پي داشته باشد و در پي عدم درگيري در مسائل و ناتواني در تاثيرگذاري مثبت در آنها نمي تواند به مسووليت خود در قبال خود مردم و حکومت عمل کند چون در هر حکومت مردمسالار هر فرد قبل از هر چيز در برابر خود مسوول است؛ بعد در برابر مردمي که در کنار آنها زندگي مي کند و سرنوشت او به سرنوشت آنها گره خورده است و دست آخر او بايد در برابر حکومت نيز پاسخگو باشد. بنابراين مطبوعات بايد در جهت ايفاي اين نقش مهم خود اخبار و اطلاعات مهم در حوزه هاي مختلف را براي آحاد مردم تحليل و تشريح کنند تا مردم نيز با ديد کاملاً باز به وظايف خود در بطن حکومتي که براي خود مردم است عمل کنند چراکه آگاهي دادن به مردم با اطلاع رساني و دادن خبر کاملاً فرق مي کند.
3- آموزش؛ امروزه جامعه يي توسعه يافته تلقي مي شود که بتواند در کنار شاخص هاي اقتصادي مانند درآمد سرانه، توليد ناخالص ملي و نرخ مرگ و مير بر معيار آموزش و اطلاعات و در حقيقت عنصر دانايي اجتماعي تاکيد کند. در چنين جامعه يي مطبوعات با توليد و توزيع مطلوب اطلاعات نقش بسزايي در بالا بردن آگاهي هاي گوناگون و ضروري مردم برعهده دارد. روزنامه ها سودمندترين، فراوان ترين و ارزان ترين وسيله براي آموزش آحاد مردم به وسيله بالا بردن سطح آگاهي افراد جامعه و مبارزه با جهل و بي خبري به شمار مي آيد. واقعيت اين است که توسعه اقتصادي و فرهنگي به آموزش و آگاه سازي و آماده کردن افکار عمومي براي بهره برداري از امکانات مادي و معنوي نياز دارد. در اين ميان نقش مطبوعات به عنوان يکي از پارامترهاي مهم توسعه فرهنگي آشکار است. مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسي در يک جامعه دموکراتيک با کارکردهاي خود به توسعه همه جانبه کمک مي کند. مطبوعات نقش بسيار مهمي در آموزش اقشار مختلف جامعه داشته و باعث رشد آگاهي مردم در ابعاد مختلف مي شود.
4- نقش همگن سازي؛ يکي از وظايف وسايل ارتباط جمعي و از جمله مطبوعات نزديک کردن سلايق، خواست ها و انتظارات افراد يک جامعه است.
مطبوعات اگر در يک جامعه دموکراتيک و به کمک دولت حاکم بتواند به درستي اطلاع رساني کرده و با شفافيت و به دور از سانسور مطالب را به اطلاع عموم برساند و به آگاه سازي مردم همت گمارد چون تمامي اطلاعات و اخبار منتشره همراه با آگاه سازي درستي صورت مي گيرد باعث مي شود مردم سلايق، خواست ها و انتظارات شان در يک راستا قرار گيرد و مطالبات شان از حکومت در يک کانال درست حرکت کند.
5- عرصه انديشه هاي نوين و بيان عقايد؛ اگر در يک حکومت دموکراتيک رسانه هاي جمعي و به خصوص مطبوعات به درستي به وظايف خود عمل کنند از طريق اطلاع رساني و آگاه سازي درست در مورد اخبار منتشره در نهايت به مدد آموزش درست در راستاي اهداف متعالي جامعه از طريق مطبوعات مي توان سطح آگاهي اقشار مختلف مردم را بالا برد و يک نوع بسترسازي مناسب براي ابراز انديشه ها و عقايد نوين در جامعه به وجود آورد که خود باعث رشد و بالندگي کل جامعه مي شود.
بيان انديشه ها و عقايد تازه و نوين از طريق مطبوعات خود نوعي تمرين دموکراسي به حساب مي آيد که البته ممکن است همراه با انتقاداتي نسبت به حکومت باشد. ولي گوش سپردن به همين انتقادات، به دور از جهت گيري هاي حزبي و جناح هاي مختلف مي تواند در رشد و توسعه کشور اثرگذار باشد. آزادي بيان و انديشه که يکي از مولفه هاي وجود حکومت دموکراسي در يک کشور است، مي تواند به يک حکومت هويت لازم را جهت خدمت بهتر به اقشار مختلف جامعه ببخشد.
نقش مطبوعات در تحقق دموکراسي در ايران
رکن چهارم دموکراسي در ايران در زمان کوتاهي در ابتداي پيروزي انقلاب و تا حدودي در دوره دولت اصلاحات توانست نقش خود را در راستاي کمک به تحقق دموکراسي در ايران ايفا کند. اين مساله تا جايي پيشروي کرده است که حتي خود مسوولان روزنامه ها به دليل فشارهاي موجود يا از بيم توقيف روزنامه شان به نوعي خود سانسوري مبتلا شده اند که البته يکي از دلايل اين مورد تعهدي است که مسوولان روزنامه ها در قبال کارکنان و خبرنگاراني دارند که از اين طريق امرار معاش مي کنند. با وجود اين شرايط در بطن جامعه ديگر هيچ روزنامه يي به اين زودي ها نمي تواند اعتماد ملي را نسبت به وجود يا تحقق دموکراسي در کشور و همچنين ايفاي نقش خطير مطبوعات در اين راه بازگرداند. آيا در چنين فضايي مي توان انتظار تحقق دموکراسي يا فعاليت مطبوعات براي تحقق دموکراسي را داشت؟
به اميد روزي که بتوان در يک فضاي کاملاً آزاد در ميهن پرافتخارمان آزادانه بنويسيم و آزادانه تفکرات و انديشه هاي نوين و خلاقانه خود را بيان کنيم و نگران فرداي خود نباشيم. بهروز شهسواري


















.jpg)